الفيض الكاشاني
85
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
قطره كه در خربزه است كه حلاوت او از آن است و آن دانه كه در انار است كه طعم و منفعت آن در آن است همه از خورده ريزهء آن خوان است . رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم در آن خوان طعام خوردى « أَبيتُ عِنْدَ رَبّي يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ » . « 1 » كسى را كه به چنان خوان امكان رسيدن باشد به اين فضلات نرسد . زهى ظلم كه برخود كرده باشد كه « فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ » « 2 » دلا يكدم رها كن آب و گل را * صلاى عشق در ده جان و دل را چند بر زمين چسبيدن ؟ پر و بال مىبايد گشود كه راه آسمان پيش گيرند . حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « أَنَا بِطُرُقِ السَّماءِ أَعْرَفُ مِن طُرُق الأَرْض » . « 3 » اگر زمين جائى است ، ديديم و اگر خواب و خور كارى است ، كرديم اكنون نبوت كارى ديگر است . سبحان اللَّه ! از مكرّر آدمى را دل نمىگيرد ، سى سال در جهان به سر بُرد و مزهء جهان چشيد اگر سيصد سال به سر مىبُرد همين است و همين است و همين . اگر صد سال در مشگى كنى دوغ * همان دوغ است همان دوغ است همان دوغ عارفاننشان طورى جز اين طور مىدهند . آخر « لِكلِّ جَديدٍ لَذّةٌ » ، « 4 » مدّتى هم دست به آن گيريم . لاسيّما كه مىگويند در آن طور تكرار نيست و پيوسته جديد بر سر جديد است . هر زمان نو صورتى و نو جمال * تا ز نو ديدن فرو ميرد ملال وَ هيهُنا تَمَّ الْبَياضُ وَ لَمْ يَتُمَّ المَقال . « 5 » والسلام والإكرام .
--> ( 1 ) . به پيش خدايم شب را به روز مىآورم كه مرا مىخوراند و مىنوشاند . مسند احمد ، ح 10029 . ( 2 ) . پس از ايشان گروهى هستند كه بر خود ستم مىكنند . سورهء فاطر ، آيهء 32 . ( 3 ) . من به راههاى آسمان شناساترم تا به راههاى زمين . الفضائل ، ص 163 . نهجالبلاغه ، خ 189 : « فلأنا بطُرق السّماء أعلَمُ منّى بطُرقِ الارض » . ( 4 ) . براى هر تازهاى لذت و خوشى هست . ( 5 ) . در اين جا سفيدى كاغذ به پايان آمد و گفت و گو به پايان نرسيد .